اصرار برای درنوردیدن مرز‌های اخلاق در فیلم سینمایی «خانوم والده» | زن‌پوشی در سینمای ایران و جهان پدیده تازه‌ای نیست تولید ماکت‌های مینیاتوری توسط بانوی مشهدی از حیاط‌های خانه‌های دهه ۶۰ احکام شرعی | دیدگاه مراجع تقلید درباره سقط جنین ناقص الخلقه چیست؟ جنگ؛ امروز هم پرچم به دوش زن ایرانی است جنجال بر سر مهریه ۲۶ میلیاردی پیرزن ۷۵ ساله | در کلانتری شهرک فراجا مشهد چه گذشت؟ دفاع مقدس به روایت بانوان | محفل روایت ایثار در رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود (۴ مهر ۱۴۰۵) عبور ۱۵ توپ از خط دروازه‌ها در هفته دوم لیگ برتر فوتبال بانوان | پرسپولیس برد، استقلال واگذار کرد حضور ستاره مشهدی در تیم ملی کبدی بانوان در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶| چین تایپه شکست خورد تثبیت جایگاه تیم ملی فوتسال زنان ایران در جدیدترین رده بندی جهانی منتشر شده آشپزی | خاگینه قاشقی؛ دسری سنتی و محبوب شهر تبریز + طرز تهیه پایان هفته نخست لیگ برتر هندبال بانوان باشگاه‌های کشور | کدام تیم پیروز میدان شد؟ صعود بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران به مرحله فینال دوی ۴۰۰ متر زنان بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا جنجال بر سر دیسکالیفه شدن فاطمه محیطی‌زاده در آستانه کسب یک مدال تاریخی در رقابت ۷گانه دوومیدانی در بازی‌های آسیایی آشپزی | علت تلخ شدن خورشت قیمه و راه حل آن چیست؟
سرخط خبرها
خرده‌روایتی از مادر ۳ شهید و ۲ جانباز دفاع مقدس | بی‌تابی نکنید تا دشمن شاد نشویم

خرده‌روایتی از مادر ۳ شهید و ۲ جانباز دفاع مقدس | بی‌تابی نکنید تا دشمن شاد نشویم

  • کد خبر: ۱۷۹۰۰۸
  • ۲۳ آذر ۱۴۰۱ - ۱۹:۵۹
طلعت معتقد بود روزی بچه‌هایش شهید می‌شوند. این آخری‌ها دچار آلزایمر شده بود، اما با وجود این بیماری، باز هم گاهی پسرانش را به خاطر می‌آورد و دل‌تنگی می‌کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، هر ۵ پسر خدیجه طلعت در جنگ رزمنده بودند. حسین سال‌ها جانباز بود و بعد به رحمت خدا پیوست. محمد، جانباز اعصاب و روان، هنوز در قید حیات است. حسن، عباس و ابوالفضل، ۳ پسر آخر خانواده هم شهیده شده‌اند.

همین چند وقت پیش نیز خدیجه طلعت، مادر این ۳ شهید، آسمانی شد، کسی که متولد ۱۲۹۸ بود و از حمله روس‌ها گرفته تا دوران رضاخان و کشف حجاب زنان ایرانی را به چشم دیده بود.

مادر طلعت زنی معتقد در روزگار بی‌اعتقادی بود. همین تفکرات را به دخترش نیز یاد داده بود. او به همین دلیل، روحیه‌ای بسیار قوی داشت و بعدها که جنگ شروع شد، با اینکه همسرش فوت کرده بود، خودش مشوق پسرانش بود تا به جبهه بروند و همیشه به خانواده‌اش می‌گفت اگر خودش هم می‌توانست، به جبهه می‌رفت.

وقتی پسران طلعت از جبهه به مرخصی می‌آمدند، خودش لباس‌های آن‌ها را می‌شست و اتو می‌کرد و دوباره آن‌ها را برای اعزام به جبهه آماده می‌کرد. حتی به پسرانش توصیه می‌کرد هوشیار باشند و تا می‌توانند به دشمن بتازند و آن‌ها را به هلاکت برسانند. آن روزها هیچ‌کس خبر نداشت در دل این مادر چه می‌گذرد، اما می‌دیدند که تحت هیچ شرایطی سعی نمی‌کرد پسرانش را از اعزام به جبهه منصرف کند.

انگار که او در مقابل همه سختی‌ها، استقامت عجیبی داشت و حتی به دیگر اعضای خانواده نیز آرامش می‌داد. یکی از مصداق‌های صبوری این مادر، زمان قبل از انقلاب بود که یکی از پسرانش در رژیم شاه ارتشی و در واحد توپ‌خانه در اصفهان حضور داشت و در همان زمان، با شهید صیاد شیرازی، مبارزات ضد شاه را شروع می‌کند.

بارها در بازداشتگاه‌های ارتش زندانی می‌شود و حتی برای او حکم اعدام صادر می‌کنند. دختران خانواده بی‌تابی می‌کردند. یک چشمشان اشک بود و چشم دیگر خون، اما مادر با آرامشی عجیب، هر بار به آن‌ها می‌گفت: ایام انقلاب اسلامی است. تحت فشار دشمن هستیم. بی‌تابی نکنید تا دشمن‌شاد نشویم.

طلعت همیشه می‌دانست و به دیگران هم می‌گفت: روزی بچه‌های من به جنگ می‌روندو شهید می‌شوند. هیچ‌وقت از شهادت پسرانش ناراضی نبود، اما زیاد دل‌تنگشان می‌شد. این آخری‌ها دچار آلزایمر شده بود، اما با وجود این بیماری، باز هم گاهی پسرانش را به خاطر می‌آورد و دل‌تنگی می‌کرد.

قبل از اینکه دچار فراموشی شود، با دامادی و بچه‌دار شدن پسران دیگر، یاد فرزندان شهید خود می‌افتاد، اما باز هم این جمله را به زبان می‌آورد که:‌ الهی شکر که پسران من جنگیدند. اگر مردان باغیرت نمی‌جنگیدند، حالا سرزمین‌ایران در کار نبود.

 

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.